تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


 

_ جا نیست تکون بخوریم تو اتاق 
+ برای چی میخوای تکون بخوری ؟  
_ از زیر پنجره داره سوز میاد میخوام بیام اون طرف خیمه بزنم 
+ اینجا ، جا نیست 
_ خیلی شلخته و بی سلیقه ای ، انداختنت بهم 
+ چـــــــــــی ؟ 
_ این چه وضعیه ؟ همچی رو ریختی وسط ...
+ خب ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
_ مثلا دختری ، اینم وضع اتاقته ... اه اه 

_ عزیزم
+ ادامه بده 
_ غلط کردم 
+ بلند شو دوتایی مرتب کنیم اتاق رو تا نیومدم لب تاب رو تو سرت خرد کنم 
_ چشم خانومی 

ادامه مطلب  

 

+ این کیسه مال توعه ؟
_ کدوم ؟
+ نگاه کن ... این 
_ عه بدش من .... آره 
+ چیه ؟ 
_ چی چیه ؟ 
+ توش چیه ؟ 
_ دیدی مگه توشو ؟ 
+ نه ، میدیدم سوال نمیکردم که چیه ... 
_ شخصیه 
+ شخـــصـــیـــــــــــــــــــــ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
_ بزار کارمون تموم شد میدم ببینی 
+ کارا تموم شده از الان 
_ نع .... هنوز جارو نکشیدی ، لحاف و تشکام وسط مونده 
+ دست بجنبون زودتر تموم بشه 
_ چشـــــــــــــم 
_________________________
بعد از تموم شدن اتاق تکونی 
+ دستت درد نکنه آقا ابوالفضل
_ خواهش می

ادامه مطلب  

 

_ ثریا ؟
+ ...
_ با توام ... ثریا ؟
+ هوم ؟
_ ثریا خانوم ؟
+ بله ؟
_ ثریا جوووووووونم ؟
+ بگوووو
_ ثریا ؟
+ جانم ؟
_ یخ کردم پاشو یه پتو بیار 
+ به نهالت بگو بیاره 
_ پاهام داره یخ میزنه پاشووووو پتو بیار 
+ به من چه 
_ باشع دیگه ، پس حالا که خودم رفتم پتو رو آوردم بعدش شدم برج زهرمار
میفهمی دنیا دست کیه 
+ مشخصه دست نهال جونته 
_ نه دیگه اشتباه کردی دنیا دست ساسی مانکنه 
+ هوم ؟؟؟؟؟؟؟
_ توروخدا پاشو پتو بیار توروووووخدا 
+ متاسفم
_ من اگر برم پتو بیارم زیر همون پ

ادامه مطلب  

جوش  

آقا من دوباره جوان شدم  چنان جوش هایی رو صورتم زدم که شدیدا یاد دوران نوجوانی میفتم اصلا
چونه م رو نمیتونم خوب تکون بدم اونقدر جوشش نافرمه و بزرگ  همسری میگه از بس به پوستت
نمیرسی  واقعا؟ ممکنه به خاطر این باشه که مدتیه دیگه کرم روز و شب نمیزنم و هر روز با صابون
گلیسرینه نمیشورم؟  
هوا سرد شده به قول همدانیا خشکه سرماس، نه بارانی نه برفی هی فقط هوای سرد  آقا ما
دلمان بارش میخواد  خدایا صدای ما رو بشنو و درهای رحمت خودت رو به روی ما باز کن 

ادامه مطلب  

Grammar: 7 bad reasons for teaching grammar; Michael Swan  

1. Because it's there:
Asked why he tried to climb Everest, George Mallory famously replied,'because it is there'. some teachers take this attitude to the mountain of grammar. It's there so it has to be climbed. It is important to choose grammar points relevant to students'needs, rather than blindly going through the syllabus from left to right.
2.It's tidy:
Vocabulary is vast and untidy. While grammar looks tidy and relatively teachable Learning grammar is a lot simpler than a language.
3. It's testable:
Test of grammar is simpler than other areas of language. Washback effects lead students to learn.
4. Grammar as a security blanket:
Grammar can be reassuring and comforting. Teachers and students can concentrate on grammar at the expense of other aspects of language.
5. It made me who I

ادامه مطلب  

26.8.95 چهارشنبه ظهر  

دیروز ظهر عشق من اومد دنبالم مث همیشه
رفتیم تو پارک قدم زدیم و قدم زدیم
دس تو دس
بعد رفتیم من نشستم رو دوچرخه توام جلوم وایسادی
اذیتم میکردی خخخ لوسو میخواستی برگ بکنی تو مماخم
منم نمیزاشتم هی میگفتی وایستااااااااااا خخخخ
دیگه رفتیم سوار ماشین شدیمو رفتیم بسوی خونه
چنتا ماچ و بخلللللللللل
بعدشم موقع پیاده شدن گفتی ماچ بده ندادم در رفتم
عشقمی که دوت دالم عشقووووووووووو

ادامه مطلب  

حسرت بزرگ تو چیست ( مریم )  

 هیچ گاه برای داشتن دارایی و پول حسرت نخورده ام .
یا حسرت شغل دیگری را نداشته ام گاهی فقط دلم می خواست در 
کتابفروشی یا گلخانه کار می کردم .
گاهی هم از این که در پاسخ پررویی دیگران نتوانسته ام در جا حاضر جواب
باشمحسرت خورده ام 
گاه شده که دلم هوای ِِ باران کرده است 
یا دلم انجیر سیاه خواسته است 
گاهی هم برای دیدن تو در خواب  ،ساعت ها با تو در فکرم  خلوت کرده ام
بگذریم از این که تو هر وقت دلت بخواهد می آیی ، اما به هر حال جزء
حسرت هایم بوده ای
وقتی

ادامه مطلب  

مشارکت در ساخت و ساز  

مشارکت در ساخت و سازچهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ 22:25

ملک از شما 
 
ساخت از ما 
60 شما 40 ما 
تعمیرات منزل انجام میشود
برچسب‌ها: قاشی و تعمیرات ساختمان اصلانی ارزان تر و منصف تر د, موکت, نجاری, بازدید و مشاوره رایگان درتمام استان تهران
نوشته شده توسط نقاش ساختمان   | لینک ثابت | نظر بدهید

ادامه مطلب  

 

خدارو شکر حالم خوبه
دستی دارم مهربون
میکشه روی صورتم
نازم می کنه
هیچ کی نیست
خودم که هستم
مثل ی مرد هوای خودمو دارم
خدایا ازت ممنونم
حالمو خوب کردی واسم
هیچ کی که نیست
دل مهربونم که هست
ناز نگاهم که هست
نفس گرم و صدای لالاییم که هست
اینا همش هستن آره
تو هم هستی آره
ولی دوری
خیلییییییییییی دوووووووووووووووور
اما همین که ی جایی هستی و نفس می کشی
یعنی هستی
همیشه باش
شاد و سلامت
باشه گلم
قول بده وقتی خوندی
هیچ وقت دلت نلرزه
احساستو ، عشقتو
ببر برا

ادامه مطلب  

+++  

نمیخوام شوهر کنم!!!! از مرد ها بدم میاد....به هزار و یک دلیل...... هیچکس هم حق نداره مجبورم کنه!!!!تصمیم های زندگیمو خودم میگیرم!!!! + دوباره بد اخلاقی کردم!!!!!خدایا این عصبی بودن رو یه جوری از من بگیرش،،،،گند میزنه به لحظه هام + چقد خوبه وقتی بغض کردی،،،،داری تند تند وسایلت رو جمع میکنی که بری،،،،یهو بیان بگن فردا میریم،،،امشب هم بمون!!!!!! بهترین حس دنیا بود......خدایا شکرت،،،،خیلی حال کردم              

ادامه مطلب  

عشق  

نه تنها ماهگرد رو یادش نرفته بود بلکه یه کلیپ درست کرده بود از عکسای تکی من و دو نفری مون و یه
آهنگ خیلی عاشقانه از محسن چاووشی گذاشته بود روش   به شدت ذوق زده شدم وقتی صبح
اول شهریور سر سفره صبحانه گفت: عروسکم 88 ماهگی مون مبارک  
در حال حاضر دخترک داره کمد لباس های من رو میریزه بیرون و داره یواش یواش زیر کوهی از لباس غرق
میشه   الانه که صدای کمک خواستنش بلند بشه 

ادامه مطلب  

تازه های کتاب کودک  

از همه بدم می آید
آقا مهدی سلام
با زباله چه کنیم
آکلی شاهزاده صحرا
باغ سبز شاپرکها
دنیای دوست داشتنی من
مجموعه قصه های خوشحال
مجموعه قصه های مینا
مجموعه ماکس اکسیوم
من و بابام و مامان
همیشه همیشه دوستت دارم
سگ سانان و کفتارها
سبیل بابا نامیزونه
 

ادامه مطلب  

17  

فردا 17 ماهه میشی دختر نازم  من و بابا خیلی خوشبختیم که تو رو داریم 
من و همسری عاشق کیک خانگی هستیم، نهم هر ماه هم شده بهانه ای برای پختن کیک و گرفتن یه جشن
ساده و کوچیک سه نفری  همسری گفته امروز که از سرکار برگشت با هم کیک کشمشی درست
میکنیم، این کیک بسیارررررر خوشمزه و حال خوب کنه  
دخترک بور ما چرا اینقدر این روزها جیغ میکشه؟ برا هر کاری جیغ میکشه! من که میگم سن جیغ
کشیدنشه فقط خدا کنه این مرحله از رشدش به سرعت طی بشه  اعصاب برام نمانده  

ادامه مطلب  

تقیه  

 
مکالمه ی دو سوسک :
سوسک اول : 
«چرا ما باید همیشه توی لجن و زیر گوه زندگی کنیم ، ولی سوسک های دیگه میتونن زندگی راحتی داشته باشند ؟ »
سوسک دوم : «درسته ما زیر گوه و لجن زندگی می‌کنیم ،ولی در عوض امنیت داریم ...!»
 
داشتن امنیت در ازای........ 
من فکر می کنم این همون تقیه هست 
یا شایدم تعبیر ما از تقیه همینه .... 
پس این وسط حق جویی و دادخواهی چیکاره ست ؟ 

ادامه مطلب  

عشق و سرمستی  

یحیی معاذ رازی "رحمت الله علیه" به بایزید نوشت :
مست از می ِ عشق ، آنچنانم که اگر
یک جرعه از این بیش خورم ، نیست شوم
بایزید "قدس سره" در جواب نوشت :
شَرِبتُ الحُبّ کأساً بعدَ کأس
فَما نَفَد الشّراب وَ ما رویت
یعنی : شراب ِ عشق را جامی از پی جام دیگر نوشیدم ،
پس نه شراب تمام شد و نه من سیراب شدم )
 
آن کس که از عشق سرمست می شود ؛ مجال ِِ بیانش نباشد . 
مانند عشق فرزند که در جان و قلب ِِ مادر ریشه دارد . مادر در مجلس 
و مهمانی ها داد ِِ سخن از عشق فرزندش را

ادامه مطلب  

خواب  

خواب خوب و راحت نعمته  من همیشه جزو اون دسته از آدما بودم که نمیفهمیدم سرم میرسه به بالشت
بعد میخوابم یا اول میخوابم بعد سرم میرسه به بالشت  اما یه ماهی میشه که بسیار بد خواب شدم، از
وقتی میرم تو رختخواب یکی دو ساعتی الکی بیدارم  بعد نماز صبح هم به زور میخوابم، ظهر ها هم به
ندرت پیش میاد چرت بزنم  شاید در طول روز خوابم 4-5 ساعت نشه   شبا موقع خواب چشمام
میسوزه از بی خوابی ولی نمیتونم بخوابم! چرا آخه؟  

ادامه مطلب  

2  

سلااااااام من و مهسا خیلی خسته اییم  تا 3:30 بیکاریم بعدش سم شناسی داریممممممم خسته شدیم دیگه پس کی این ترم تموم میشه؟ خدا رو شکر ترم اخریم عشق من سرما خورده عشق  مهسا هم که مشهده...مهسا تنهااااا شده اخجوووون 4شنبه عشقمو میبینم هوراااااا خب دیگه فعلااااااا {نیلو}

ادامه مطلب  

25.8.95 سه شنبه صبح  

اوف اوف چقد سرد بود خخخخ
صبی اومدی دنبالم بازمممممممم من خواب داشتم
اومدیم کوچه شرکت و مث همیشه من پرحرفی میکردم
بغلم کردی
با بوس فراوان
هی خودتو کنترل کردی عشقم ک محکم فشارم ندی الهی دورت بگردم من ک انقد عزیزییییییییییییی
عشقوییی 
دیگه چنتااااااااااااا ماچ خدافسی و من اومدم شرکت
خیلی دوست دالممممممممممممم

ادامه مطلب  

آدم های ناراحت ( مریم )  

_ میشه رمان منو بخونی و نظرتو بگی ؟
_ نه ازش متنفرم !
_ تو که هنوز نخوندیش !!! 
_ خب اگه بد باشه ازش متنفر میشم و اگر هم خوب باشه حسودیم میشه
و بیشتر ازش متنفر میشم .... !!!! 
گفت و گوی جالبی از فیلم " نیمه شب در پاریس " با هنرمندی وودی آلن
 
چرا گفتم جالب ؟؟ !!! 
چون خیلی از آدم ها اینجوری هستن؛ ... ناراحت 
نه با خوبی دیگران حال می کنن نه با بدیشون
بدی و بدحالی هرچیز و هر کسی رو که می بینن ؛ به زمین و زمان بد میگن
که این چه وضعشه....
خوبی و خوشحالی ِِ هرچیزی و هر ک

ادامه مطلب  

1.9.95 دوشنبه صبح  

بعد از ی روز تعطیلی همو دیدیم باز امروز
دیر کردم ولی ببخش
دیگه رفتیم تو کوچه شرکت چنتا ماچ و دو تا بغل
کم کم داره کم میشه
ملت هی میان شلوغ میشه چرا عایا
اققققق
هی منتظر بودیم زنه بره مگه میرف اه
ماچ دادم تو ماشین
دیگه ماچ خدافسی بیرونو نتونستم بدم
دیگه رفتیم
دوست دارم عشقم زیادددددددددددد فراووووووووون

ادامه مطلب  

وارونگی ( مریم )  

می گویند هوا وارونه گشته است , وارونگی هوا !!
مثل بچه های بازیگوش در ذهنم هوا را تصور می کنم که دارد بازی می کند
خنده ام می گیرد
چه جالب هوا هم بچه است مثل ذهن من
در شهر من همه دارند بازی می کنند
یک خبرنگار
یک کارگر
یک آموزگار
و چند نفر بزرگ تر هم هستند که مراقبند این بچه های بازیگوش زیاد شیطنت 

ادامه مطلب  

من مست می عشق نیستم ( مریم )  

 
دلم برای تمام دوستت دارم هایت تنگ شده 
برای وقت هایی که دلتنگی هایم را با عاشقانه های بی صدا و واژه های
خاموشت به گوشه ای دور پرت می کردی
من از جام واژه هایت می عشق می نوشیدم 
و تو مست ِِ مستی من می شدی 
حالا اینجا غربت و تنهایی روی روح و تنم جولان می دهد 
و تو نیستی که حجم بودنت این دشمنان بی رحم را نابود کند .
 
مریم 
 

ادامه مطلب  

تشکر  

سپاس فراوان از همراهی والدین محترم 
سپاس از ارسال فعالیت ها به ایمیل اینجانب.امروز از دانش آموزان تقدیر شد و چک امتیاز گل پسرها نوشته شد.
گل پسرها  که دیشب ارسال داشته اند حتما برای دوشنبه از آن ها تقدیر خواهد شد.
سپاس فراوان و ویژه از مادرمحترم آیریک جان که در تعطیلات ، تمام فعالیت ها را لحظه به لحظه ارسال کردندو من تمام مدت از روند کارهای آقا آیریک  مطلع بودم.
سپاس فراوان و ویژه از مادرمحترم سینا جان که در تعطیلات ، تمام فعالیت ها را لحظه به

ادامه مطلب  

فارغ التحصیلی  

سلام دوستان
امیدوارم احوالاتتون خوب باشه
فردا آخرین امتحان دوره کارشناسی رو داریم
بعد این امتحان
شاید
دیگه همدیگه رو سال تا سال نبینیم
همه میریم پی زندگی خودمون
و
خیلی از شما دوستان
قراره وکیل
یا قاضی بشند
و یا مشاغل دیگه
چهارسال کنار هم زندگی کردیم
چه روزای شاد و غم انگیز
چه روزایی از هم دلگیر شدیم
و چه روزایی که همیشه توی خاطرمون موندگار شد
یادش بخیر روز اول دانشگاه
روز شنبه ساعت نه و نیم صبح کلاس اداری 1
تموم چهره ها آشنا بودن
اما حالا با

ادامه مطلب  

19 ماه  

امروز دختر نازمون 19 ماهه شد هر لحظه از خدا میخوام همه زن ها احساسات مادرانه رو تجربه کنن،
مادری شیرین ترین حس دنیاس
ما هی منتظر برف و بارانیم ولی نمیاد، چرا؟ کجا گیر کرده سامانه؟  بیا شهر ما دیگه، سرده ولی
نمیباره، ابری هم هستا خب ببار دیگه بارون 
امروز صبح کیک فنجانی درست کردم تا عکس ماهگرد دختری رو بگیریم، باید بگم افتضاح شدن  مجبور
شدم مقداری خامه فرم گرفته درست کنم بمالم روشون تا ناقصیه شدیدشون پوشیده بشه ولی فکر کنم
خیلی هم معلوم بود

ادامه مطلب  

به نام خدا  

سلام به همه ی بچه هایی که  سری به این وبلاگ زدنندبه هر دلیلی خواهش میکنم گذری رد نشین این مساله مهمیه...به نظرتون اگه بخواییم دوباره انشاالله وبلاگ رو به روز رسانی کنیم در مورد چی مطلب بزاریم جذاب تره؟ خواهش می کنم با دقت جواب دهید... منتظر نظرات همه ی شما هستیم

ادامه مطلب  

88  

فردا هشتاد و هشتمین ماهگرد ازدواج ماست  میدونم همسرم تو گیرو دار این روزها فراموش کرده،
اما همین درگیری های ذهنی نشون میده چقدر عاشق زندگیشه  من و گل دختری هم عاشقتیم مرد 
همدان رسما پاییزش شروع شد  دیشب هوا اونقدر خنک بود که نشد حتی پنجره کوچیک اتاق دختری باز
باشه و تا صبح هم هیچ کدوم احساس گرما نکردیم  خنکیه هوا میگه که باید بریم و برای نفس مون لباس
پاییز و زمستونه بخریم  الهی مامان فدات بشه نقلی ما
قدر روزهامون رو بدونیم، عمر مثل باد

ادامه مطلب  

خواب‌ماندگی  

امروز خواب موندم
ساعت یازده خوابیدم که پنج بیدار شم بعد بطور خیلی ناگهانی ساعت یک ازخواب پریدم و تازه یادم افتاد ساعت نذاشتم
تازه ساعت یک نصفه شب ساعت گذاشتم برای ساعت پنج.
بیچاره ساعتم زنگ هم زد، منم بیدار شدم، اما گفتم یه ده دقیقه‌ای بگیرم بخوابم 
دیگ ده دقیقه همان و یک ساعت و نیم همان.
تخت خوابیدم تا شش و نیم
شش و نیم تازه بیدار شدم هول هول هول یه لوان چایی با دوتا خرما خوردم و پوشیدم و زدم بیرون
به طرز شگفت آوری اما به موقع رسیدم و خداروشکر

ادامه مطلب  

صدا ( مریم )  

وقتی از مدرسه تعطیل می شوم انگار به زمان واقعی برمی گردم 
انگار حواسم به کار می افتد تازه خستگی را احساس می کنم 
توی  راه سرم را به شیشه ی ماشین تکیه می دهم ، حتی نای حرف زدن هم ندارم 
نگاهم درخت ها را می نوشد مثل نوشدارویی به گاه 
هر کدامشان میلی به بودن و زیستن در من می انگیزند 
صداها را دوست ندارم 
صدای بوق های اعتراض 
صدای بچه های دست فروش که زندگی را می فروشند تا زنده بمانند
به خانه می رسیم ، من و همسرم 
اینجا سکوت غول آسا برسرمان آوار می ش

ادامه مطلب  

27.8.95 پنج شنبه صبح  

امروز صبح حواسم نبود فک کردم نیسی خخخخخ
مث روزایی ک نیستی هندزفری زدمو راه افتادم رسیدم سرکوچه دیدم اقامون رسید خخخخ
گفتم مگه تو امرو کلاس نداشتییییییییی گفتی اره خو 8.15
هههه
گفتی واست نیستاااااااااااا حواس پرت شدی
دیگه رفتیم کوچه شرکت وایسادیم دو ماچ تقدیم شما کردم دیگه نشددددددد
اخه ی اقاهه اومد وایساد پشت سرمون میخ تو ماشین
دیگه رفتیم جلو ک من پیاده شم بازم نشد ماچی بدم چون اقاهه پیاده شد خخخخ
دیگه منم لفتم دیگه بدون ماچ خدافسی
قربونت ب

ادامه مطلب  

102اُمين چيز: ظرفیت!  

یکی از بهترین راه های شناخت افراد هم میگن اینه که بهشون قدرت بدی؛ یعنی اجازه بدی هرکاری دلشون میخواد بکنن و خود واقعیشون رو نشون بدن!خب در واقع این احمقانه ترین کاریه که میشه کرد چون در این حالت، دوستان تمام سعی و تلاش خود را می نمایند تا بی ظرفیت بودن خودشون رو به منصه ی ظهور برسونن و نتیجش چیزی جز ناامیدی ما از اطرافیانمون نیست!
اگه آفتاب تو چشـات خونه کنه، میتونه خورشـیدو دیـوونه کنهمیتونه تو آینه ی چشمای تو، گل شب بو موهاشو شونه کنهآهنگ ا

ادامه مطلب  

تولد عید شما مبارک  

می گما 
حالا که من استادیار نشدم
بیاید هر چی دوست دارید به استادیارا بگید 
 
توضیح اضافی :  اول میخواستم بگم به استادا بگید دیدم زشته وحید هست خدا رو چه دیدی شاید یه روز چشم تو چشم شدیم دیگه قرار شد به استادیارا بگیم. فقط یادتون باشه ممکنه بعدا ها استادیار بشم ها 
سال 95 که از نوئی درومد اما ایشالا که براتون پر از اتفاقای خوب خوب باشه 

ادامه مطلب  

24.8.95 دوشنبه عصر  

بیمارستان بودم پیش ابجی
بازم از نی نی نمیحرفم اقامون حسوده
نو ک میاد ب بازار کهنه میشه دل ازار
ب مامان گفتم احمد بگم بیاد دیگه سعید نیاد؟
دیگه اس دادم بهت گفتم اقامون میای؟ گفتی برم ماشینو وردارمو بیام 
فدات بشم من عشقوووووووووووو
ک زوتی رسیدی پیشمو اومدم سوار شدم
رفتیم دم خونه کوچه کناری ینی
ماچ خدافسی  البته دوتا ماچ 
بدو بدو رفتم خونه
مرسی عزیزم ک باهامی
مرسی عشقم ک همرامی
همه جاااااااااا همه وقتتتتتتتتت
عشقمییییییییییییییییی دوست دا

ادامه مطلب  

 

روزام دارن میگذرن . . .
 
خیلی سخت میگذرنا خیلی با زل زدن به تلگرامت
 
با خوندم حرفای قدیممون
 
با دیدن عکسا و با گوش دادن اهنگایی که با هم گوش میکردیم
 
خیلی سخته میترسم از خونه میترسم از شب وقتی میرسه منفجر میشم
 
هر  دقیقه میگم یه زنگ میزنه که صداشو بشنوم
 
با هر کی میحرفم میگن غزال گفته مهران اینطوره اونطوره
 
باورم نمیشه فقط منتظرتم
 
لااقل اگر قرار به جدایی هست دوس دارم صداتو بشنوم میخوام خدافظی کنم
 
نمیخوام دوست ندارم بازم بدون خدافظی بر

ادامه مطلب  

تولدم مبارك  

امروز تولدمه یه روز پاییزی ولی از بارون خبری نیس خدایا برا تولدم بارون ببار  ،،،،خداجونم یک سال بزرگ شدم ولی نمی دونم چرا اینروزا زودتر بزرگ میشم انگار بچه که بودم سال دیرتر تموم میشدتولدم مبارک ،،راستی این پست و از گوشی آبجی گذاشتم

ادامه مطلب  

25.8.95 سه شنبه ظهر  

ظهر اومدی دنبال ی 10 دیقه زودتر رفتیم مهندس نبود
واسم ژیگو گرفته بودی مرسی عشقم
رفتیم تو پارک نشستیم 6 تا گربه دورمون جم شدن من فک میکردم تو باغ وحشم
حس بدی داشتم واقعا نمیتونستم بشینم
دیگه پاشدیم رفتیم اونروتر نشستیم و خوردیم ته ساندویچمم دادیم ب ی پسرویی
دیگه سوار شدیم ی ماچی و حرکت کردیم رفتیم کوچه روبرویی ما وایسادیم بغل و مقداری ماچ ک کلا سولاخ سولاخم کردیبا این ریشات صولتم میسوخید
دیگه دور زدیم رفتیم سرکوچمون منو برسونی باز ماچ خدافسی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
تبلیغات
ورود به کانال تلگرام