تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


پست سیزده هم  

همه چی یه دفعه ای نشد
یه دفعه ای نشد که باهم اشنا شدیم
یه دفعه ای نشد که باهم باشیم 
ولی تا چشم باز کردم دیدم بیشتر از خودم دوست دارم...
حالا دیگه به جایی رسیدم که دوریت برام سخته
الان داشت مستند ملازمان حرم رو نشون میداد همونایی که شوهراشون میرن برا دفاع از حرم و شهید میشن،اخر برنامه شروع کرد به اهنگ رضا...
"دارم از دوریت می میرم ؛. تا کنار من نسوزی. از دلم نمی ری عمرم. نفسامی که هنوزی. تو رو محض خیره هامون. که نفس نفس خدا شد........"
اگه بهم بگن یه ارزو

ادامه مطلب  

578  

شنبه پیش بود...بهش اس دادم که دلم پیتزا میخواد.گفت اخر هفته میبرمت بخوری داشتم از دانشگاه میومدم تو زیر گذر ولیعصر تند تند راه میرفتم هدفون توگوشم بود و اهنگ گوش میدادم گفتم اگر من مرد بودم زنم بهم میگفت دلم پیتزا میخواد الان که دارم میرم دنبالش میخریدم میبردم البته که زاگ این کار نمیکنه اما اگر بکنه مرد من اینکار من خیلی خوشحال میشم رفتم مترو کلاهدوز در باز کردم رو صندلیم ی پیتزا بود.چه کیفی داد اون لحظه مرسی عشقم مرسی بابت همه چی
عاشقتم

ادامه مطلب  

578  

شنبه پیش بود...بهش اس دادم که دلم پیتزا میخواد.گفت اخر هفته میبرمت بخوری داشتم از دانشگاه میومدم تو زیر گذر ولیعصر تند تند راه میرفتم هدفون توگوشم بود و اهنگ گوش میدادم گفتم اگر من مرد بودم زنم بهم میگفت دلم پیتزا میخواد الان که دارم میرم دنبالش میخریدم میبردم البته که زاگ این کار نمیکنه اما اگر بکنه مرد من اینکار من خیلی خوشحال میشم رفتم مترو کلاهدوز در باز کردم رو صندلیم ی پیتزا بود.چه کیفی داد اون لحظه مرسی عشقم مرسی بابت همه چی
عاشقتم

ادامه مطلب  

هیجکس اونی که فکر میکنه نیست !  

امروز رفتم ازمایش دادم ، وقتی اون خانومه با دماغ غوزیش اومد تا ازم خون بگیره ، با دیدن سوزن یهو رنگم پرید ، حالم بد شد ! یکی نیس بم بگه دختر ، تو کی انقد سوسول شدی ؟ ولی خب فقط همه این ضعف و حال بدم برا یکی دو ثانیه بود ، وقتی سرنگو کرد تو پوستم یه گرمای خیلی زیادی تو تمام تنم منتشر شد و حس کردم اهنگ the yaers of 2525 تو ذهنم پخش شد ...
بعدش هم که بیرحمانه بهم یه لیوان یکبار مصرف دادن و دستشویی رو با دستشون نشون داد و اینگونه بود که من حس کردم چه قدر زمستون ه

ادامه مطلب  

میرسم  

اهنگ جدید سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
شاهنامه بگردی اسمم هست تو تاج داری ولی تو اسنپ چتشنیدم میگن لفظت عالیه گنگستری دادا چرا دخلت خالیه
اینجا توپا بسکتبالیه گنده بودنم که به گردشه مالیهسر مهمه زور کیلو چنده هرکی ام پول داره اون نیرومنده
دوتا چشمامو دوختم روش داغ شد و منم سوختم روشتا که خالی میشه زودتر توش سرکیسه شله ریختنم روش
تو هم ماله منی زودتر زود دوتا چشمامو دوختم روتتو هم ماله منی زودتر زود , تو هم ماله منی زودتر زود

ادامه مطلب  

میرسم  

اهنگ جدید سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
شاهنامه بگردی اسمم هست تو تاج داری ولی تو اسنپ چتشنیدم میگن لفظت عالیه گنگستری دادا چرا دخلت خالیه
اینجا توپا بسکتبالیه گنده بودنم که به گردشه مالیهسر مهمه زور کیلو چنده هرکی ام پول داره اون نیرومنده
دوتا چشمامو دوختم روش داغ شد و منم سوختم روشتا که خالی میشه زودتر توش سرکیسه شله ریختنم روش
تو هم ماله منی زودتر زود دوتا چشمامو دوختم روتتو هم ماله منی زودتر زود , تو هم ماله منی زودتر زود

ادامه مطلب  

قطره 68  

تلنگر میزند امشب کسی بر سقف این خانه...
تویی باران ؟
تو ای مهمان ناخوانده !
بزن باران !
تو هم زخمی بزن بر زخم این خانه.....
بزن اهنگ زیبایت ....
صدای چک چک سازت میان کاسه خالی ! شکنجه میکند
 
 امشب من تنها ی زندانی ! تو ای باران ؟
از این ویرانه دل بگذر ،
یقین بیرون این خانه ،
هزاران دل ، هوای عاشقی دارند....

ادامه مطلب  

در یادبود نادر نادرپور، شاعر، نویسنده، مترجم.كهن ديارا! ديار يارا! دل از تو كندم ولى ندانم، كه گر گر  

كهن دیارا! دیار یارا! دل از تو كندم ولى ندانم، كه گر گريزم كجا گريزم؟ و گر بمانم كجا بمانم؟ نه پاى رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم درخت خشكم؟
عجب نباشد اگر تبرزن، طمع ببندد در استخوانم!... در این جهنم، گل بهشتى، چگونه روید؟ چگونه بوید؟ من اى بهاران، ز ابر نیسان، چه بهره گیرم كه خود خزانم؟
به حكم یزدان شكوه پیرى مرا نشاید، مرا نزیبد! چرا كه پنهان به حرف شیطان سپرده‌ام دل كه نوجوانم!
صداى حق را سكوت باطل در آن دل شب چنان فرو كشت، كه تا قیامت در این م

ادامه مطلب  

در یادبود نادر نادرپور، شاعر، نویسنده، مترجم.كهن ديارا! ديار يارا! دل از تو كندم ولى ندانم، كه گر گر  

كهن دیارا! دیار یارا! دل از تو كندم ولى ندانم، كه گر گريزم كجا گريزم؟ و گر بمانم كجا بمانم؟ نه پاى رفتن، نه تاب ماندن، چگونه گویم درخت خشكم؟
عجب نباشد اگر تبرزن، طمع ببندد در استخوانم!... در این جهنم، گل بهشتى، چگونه روید؟ چگونه بوید؟ من اى بهاران، ز ابر نیسان، چه بهره گیرم كه خود خزانم؟
به حكم یزدان شكوه پیرى مرا نشاید، مرا نزیبد! چرا كه پنهان به حرف شیطان سپرده‌ام دل كه نوجوانم!
صداى حق را سكوت باطل در آن دل شب چنان فرو كشت، كه تا قیامت در این م

ادامه مطلب  

اهنگ kiymetlim (با ارزشم)  

 


Seni Benden Alamazlarتورو نمیتونن ازم بگیرنFırtına Da Kalamazlarنمیتونن در مقابل طوفان دووم بیارنCanım Canım Canım Gülümجونم ،جونم،جونم، گلمEn Kıymetlimپرارزش ترینم...Beni Sensiz Bulamazlarمنو نمیتونن بدون تو پیدا کننKuşlar Bile Uğramazlarحتی پرنده ها هم سر نمیزننCanım Canım Canım Gülümجونم جونم جونم گلمEn Kıymetlimپرارزش ترینم..Akşamlar Ve Sabahlarشب ها و صبح هاBenim Için Hep Aynılarبرای من همه مئل هم هستنBakamam ki Ne Gerek Varنمیتونم ببینم که! واسه چی لازمه...Niye Var ki Bu Aynalarچرا این آینه ها هستن؟Üstümdeki Hırkada Bakبه ژاکتی که پوش

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

بیست و پنجم  

حالا زمانیست که باید نشست و اندیشید،اگر اندک یا بسیار زمانی به هیچ و پوچ گذشت، اکنون دیگر فرصت آن نیست،همانقدر که با ارزش هایی که با آنها بزرگ شده ام کلنجار می روم چیزِ به درد بخوری بدست نمی آید، نمیدانم که آیا تنها من گذشته را به این شدت مناظره میکنم؟ یا نه، همه به همین شدت آن را مینگرند، اما قدرت نادیده گرفتن بالاتری را دارند،شاید هم تنها به این دلیل است که نمیخواهم کوچکترین موضوعِ نتیجه گرفته نشده به جا گذاشت و همه ی رویداد ها ، حتی کوچکتر

ادامه مطلب  

بیست و پنجم  

حالا زمانیست که باید نشست و اندیشید،اگر اندک یا بسیار زمانی به هیچ و پوچ گذشت، اکنون دیگر فرصت آن نیست،همانقدر که با ارزش هایی که با آنها بزرگ شده ام کلنجار می روم چیزِ به درد بخوری بدست نمی آید، نمیدانم که آیا تنها من گذشته را به این شدت مناظره میکنم؟ یا نه، همه به همین شدت آن را مینگرند، اما قدرت نادیده گرفتن بالاتری را دارند،شاید هم تنها به این دلیل است که نمیخواهم کوچکترین موضوعِ نتیجه گرفته نشده به جا گذاشت و همه ی رویداد ها ، حتی کوچکتر

ادامه مطلب  

امروز !!!  

سلام خوبین؟؟؟
چ روز عجیبیه امروز!!!در حاله شاخ دراوردگیه ام
صبی طبق معمول دیر رفتم!!!ساعت 7.10مدرسه رسیدم!!!بدو بدو از پله ها رفتم بالا وسط پله ها دوستمو دیدم سللام دادمو گفتم خوبی؟؟؟گفت وایی مهسا زیست و شیمی خراب کردم گفتم چی شدهدستاشو گرفتم و گفتم برگه هارو دادن؟؟گفت نه ولی خراب کردم حداقل چن نمره غلط دارم !!!ینی بش گفتم ای بمیری دلم رفت!!چ وضعه حرفیدنه کله صبی؟؟
گفت مهسا بیا بریم پایین من کتابمو پایین جا مونده!!!گفتم ی لحظه بصبر وسالامو بذارم ک

ادامه مطلب  

امروز !!!  

سلام خوبین؟؟؟
چ روز عجیبیه امروز!!!در حاله شاخ دراوردگیه ام
صبی طبق معمول دیر رفتم!!!ساعت 7.10مدرسه رسیدم!!!بدو بدو از پله ها رفتم بالا وسط پله ها دوستمو دیدم سللام دادمو گفتم خوبی؟؟؟گفت وایی مهسا زیست و شیمی خراب کردم گفتم چی شدهدستاشو گرفتم و گفتم برگه هارو دادن؟؟گفت نه ولی خراب کردم حداقل چن نمره غلط دارم !!!ینی بش گفتم ای بمیری دلم رفت!!چ وضعه حرفیدنه کله صبی؟؟
گفت مهسا بیا بریم پایین من کتابمو پایین جا مونده!!!گفتم ی لحظه بصبر وسالامو بذارم ک

ادامه مطلب  

یل جویبار پهلوان حسن یزدانی  

1 : پس از مدت ها دوباره متنی نوشتم،با عرض پوزش از کاستی های احتمالی2: شما رو به دیدن کلیپ دیدنی از دلاوری حسن یزدانی دعوت می کنم-------------------المپیک...منزلگاه بزرگان،غربال دانه درشت ها...هادی عامل قبل از شروع مسابقه حسن یزدانی در مقابل حریفی از هاییتی مثل همیشه پرشور مشغول گزارش مسابقات کشتی است.3 روز مانده به پایان مسابقات، کاروان ایران با 2 طلای دلنشین رستم و سهراب (کیانوش رستمی، سهراب مرادی) و 2 برنز آقای خاص کشتی، محمدبنا و شاگردانش و یک برنز طل

ادامه مطلب  

یل جویبار پهلوان حسن یزدانی  

1 : پس از مدت ها دوباره متنی نوشتم،با عرض پوزش از کاستی های احتمالی2: شما رو به دیدن کلیپ دیدنی از دلاوری حسن یزدانی دعوت می کنم-------------------المپیک...منزلگاه بزرگان،غربال دانه درشت ها...هادی عامل قبل از شروع مسابقه حسن یزدانی در مقابل حریفی از هاییتی مثل همیشه پرشور مشغول گزارش مسابقات کشتی است.3 روز مانده به پایان مسابقات، کاروان ایران با 2 طلای دلنشین رستم و سهراب (کیانوش رستمی، سهراب مرادی) و 2 برنز آقای خاص کشتی، محمدبنا و شاگردانش و یک برنز طل

ادامه مطلب  

تولد عیسی  

فلک کژروتر است از خط ترسا
مرا دارد مسلسل راهب آسا

نه روح الله در این دیر است چون شد
چنین دجال فعل این دیر مینا

تنم چون رشته مریم دوتا است
دلم چون سوزن عیساست یکتا

من اینجا پای بند رشته ماندم
چو عیسی پای بند سوزن آنجا

چرا سوزن چنین دجال چشم است
که اندر جیب عیسی یافت ماوا

لباس راهبان پوشیده روزم
چو راهب زان برآرم هر شب آوا

به صور صبح گاهی برشکافم
صلیب روزن این بام خضرا

شده است از آه دریا جوشش من
تیمم گاه عیسی قعر دریا

به من نامشفقند آباء علوی


ادامه مطلب  

 

کابوس
تموم نشدنی من"
هنوز هم روزها
با من هست
هنوز هم هر شب مرا در اغوش میکشد
و ب یادم می اورد
ک چقدر باخته ام
...
چرا تمام نمیشوی؟
...
چرا هر لحظه ب یادم می اوری
چیزهایی 
را ک بخاطرت باختم؟
دور شو
برو
"کابوس تموم نشدنی من"
سمیرا
**********
از صب خونه بودم
...
ظهر بعد خوردن ناهار بابا گفت
میره ویلا
هم یه سر بزنه
هم اینکه طبق معمول غذای سگ رو بده
...
ب من و مامان گفت شمام میاید؟
...
مامان ناز میکرد
من اما
گفتم دو ماهی میشه نرفتم بابا
دلم برا ویلا و
غروباش تنگ شده


ادامه مطلب  

 

کابوس
تموم نشدنی من"
هنوز هم روزها
با من هست
هنوز هم هر شب مرا در اغوش میکشد
و ب یادم می اورد
ک چقدر باخته ام
...
چرا تمام نمیشوی؟
...
چرا هر لحظه ب یادم می اوری
چیزهایی 
را ک بخاطرت باختم؟
دور شو
برو
"کابوس تموم نشدنی من"
سمیرا
**********
از صب خونه بودم
...
ظهر بعد خوردن ناهار بابا گفت
میره ویلا
هم یه سر بزنه
هم اینکه طبق معمول غذای سگ رو بده
...
ب من و مامان گفت شمام میاید؟
...
مامان ناز میکرد
من اما
گفتم دو ماهی میشه نرفتم بابا
دلم برا ویلا و
غروباش تنگ شده


ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1